تبلیغات
شیطنت های ذهن من - مینای شیرین زبون

مینای شیرین زبون

نوشته شده توسط:مادام کاملیا
دوشنبه 13 دی 1395-07:18 ب.ظ


مامان و بابا جایی دعوت بودن و من الان خونه تنهام!

رفتم واسه شامم املت درست کردم و زودتر خوردم جاتون خالی... معجونی شده بوداااا  پیاز و فلفل دلمه و تخم مرغ و گوجه و ادویه، زیره هم ریختم رووش  کنارشم آب پرتقال مامان پز  یعنی مامان خودش آب گرفته بود 

واسه منی که همیشه عادت داشتم غذامو ساده بخورم! این پیشرفت فوق العاده ای بود 

چند روزه که مینای قشنگم به حرف اومده و اولین کلمه رو میگه  از اونجایی که طفلکی ِ من اسم نداره! و ما از همون اول مینا صداش می کردیم، ایشون در اولین شیرین زبونیش میگه "مینا"  حالا جالبه که بچه م پسره 

دیروز عصر داشتم توو پارکینگ جلوی قفسش حلقه می زدم و ورزش می کردم... آخرای ورزشم گوشی رو گذاشتم رو حالت ضبط و گذاشتم روو قفسش، همزمان هم باهاش حرف می زدم... خلاصه ۶ دقیقه من گفتم مینا و اون گفت مینا 

بعدشم وویس رو فرستادم توو گروه فامیلی و همه شگفت انگیزناک شدن... کلی هم واسه خانم معلم که من باشم دست زدن  تازه می گفتن چرا انقد صداش کلفت و مردونه ست؟!  خب بچه م پسره دیگه... هرچند فکر کنم همه مرغ میناها صداشون تقریبا همینطوریه

پسردائیم میگه انقد بهش فشار نیار!! گفتم باید سلام کردن رو هم یاد بگیره... والا... خودمونو کشتیم زبونمون مو دراومد تازه میگه "مینا... میییینا... میناااا..." 

پ.ن: دوست عزیزی که برام پیام گذاشتی و رمز خواستی... اول اینکه از لطفت ممنونم و برات آرزوی موفقیت میکنم، بعدشم اینکه مطالب وب رمزی نیستن بجز چند تا پست که یکم خصوصی تر هستن و رمزش هم به دوستان قدیمی و آشنا داده میشه... ممنون میشم اگه درکم کنید... بازم ازت سپاسگزارم و امیدوارم توو امتحانات موفق و موید باشی 



Bahar
یکشنبه 19 دی 1395 01:23 ب.ظ
‌قبول نیس دچار بحران شخصیت میشه خب... بهش بگیم مانی حداقل که بدونه پسره
نوش جونت بشه
پاسخ مادام کاملیا : خودمم بابتش ناراحتم ولی انگار همه ی مرغ میناها همینن
مانی... همیشه از این اسم خوشم می اومد
قربونت برم
فاطمه 19
چهارشنبه 15 دی 1395 07:51 ب.ظ
درواقع یادگیریشون یه سن خاص داره، حرف زدنشون که همیشگیه وهرچی یادش بدی بعد ازاون مدت واسه همیشه همه رو برات تکرار میکنه
پاسخ مادام کاملیا : آره متوجه شدم و ممنونم که گفتی
فاطمه 19
چهارشنبه 15 دی 1395 06:59 ب.ظ
وای میناها وقتی حرف میزنن خیلی جالبن فقد هدیه جان حواست باشه که فقط تا یه سن خاصی میتونی به حرف بیاریش و زمانش که بگذره دیه هرچقد هم براش تکرار کنی یاد نمیگیره،من یه مینا دیدم که حدود 70 کلمه بلد بوده حرف بزنه. و اتفاقا اونم نر بوده ولی اسمشو خودش یادگرفته بود میگفت مینابعد که براشجفت خریدن واون ماده بود مجبور شدن اسمشو بذارن مبینا
پاسخ مادام کاملیا : آره خیییلی
وااای جدی؟؟ نمی دونستم سن خاصی داره حرف زدن شون! چه حیف...
۷۰ کلمه؟؟ ماشالله
ای جاااانم، مبینا
مری مریا
چهارشنبه 15 دی 1395 02:50 ق.ظ
سلااااام دوست جونی،خوبی ؟؟؟؟چه معجون خوشمزه ای... اصن غذایی كه فلفل دلمه توش باشه من واسش جون میدم. هوووووم عاشق این مینای گوگولیم. از طرف من ببوسش
پاسخ مادام کاملیا : سلام عزیزدلم، خوبم شکر
وااای دقیقا، منم عاشق فلفل دلمه هستم
از راه دور می بوسمش! میدونی که، فعلا ترسوام
خانم آ
چهارشنبه 15 دی 1395 12:23 ق.ظ
مینای خواهرم صدای انواع پرنده درمیاره اینقد قشنگ آواز میخونه و چه چه میزنه خخخ
از گنجشک بگیر تا بلبل و قناری و همه چی
گمونم صدای پرنده براش گذاشته بودن نمیدونم.
لری هم یادش دادیم خیلی باحال شده
پاسخ مادام کاملیا : ای جاااااانم چه باحال
اتفاقا یه بار صدای کلاغ می اومد، انقدر قشنگ صدای کلاغو تقلید می کرد
مینای شما چه هنرمنده ها ماشالله
عاطفه
سه شنبه 14 دی 1395 10:33 ب.ظ
اخی چ جالبه, چقدر کیف کردین وقتی حرف زده براتون...منم پرنده دوست دارم ولی دلم نمیاد توی قفس باشه
پاسخ مادام کاملیا : آره واقعا، کلی مزه داد
من کلا حیوونا رو دوست دارم، قبلا که شجاع بودم حیوونای خونگی هم ور دلم بودن! اما ترسو شدنم باعث شده فقط از دور باهاشون ارتباط برقرار کنم!
درست میگی... توو قفس بودن شون دلگیره
مرمر
سه شنبه 14 دی 1395 05:20 ب.ظ
خخخخخخخ...یکاری کن یه صدای ضبط شده مث:سلام چطوری؟روزی چندساعت بزار براش پلی بشه..
زودحرف زدن یادمیگیره:)
پاسخ مادام کاملیا : اتفاقا یه مدت کوتاه این کارو می کردیم، حالا باز باید همین روند رو ادامه بدیم
بچه م با استعداده
باران
سه شنبه 14 دی 1395 05:12 ب.ظ
سلام به خانوم معلم عزیز خودممم
دلم برات تنگ شدهبود هدیه جونم
نوش جونت املت خوش مزه.دست مامان عزیزت هم بخاطر آن پرتغال درد نکنه

عاقا برای این مینا هر چه زودتر یک اسم پسر انتخاب کن. گناه داره خوب
پاسخ مادام کاملیا : سلام باران قشنگم
منم دلم تنگ شده بود... خوبه سفرت سه روز بودااا، اصلا اینجا سوت و کور بود
فدای شما
نمی دونم باران جونم، هر موقع واسه حیوونام اسم انتخاب کردم اونا رو دادن به یکی دیگه!!
مامان پانیذ
سه شنبه 14 دی 1395 02:33 ب.ظ
عزیزم نازی یه اسم پسرونه براش انتخاب کنید خو گناه داره
پاسخ مادام کاملیا : مرغ مینا که اسم نداره هیچ، هاپومم اسم نداره!
هر موقع واسه شون اسم انتخاب کردم از پیشم رفتن! من موندم و یه وابستگیه دلگیر کننده!
نمی دونم
معصوم
سه شنبه 14 دی 1395 08:10 ق.ظ
حسرت به دلم موند یه غذای توپ بذارم ، تو خونه تنها چیزی كه حوصلم بهش نمیگیره غذاست
تو این وسط تلگرام هم بی تقصیر نیست
پاسخ مادام کاملیا : الهییییی
معصوم جان واسه خودت زمانبندی کن... مثلا من خودم زمانی که کار شخصی دارم و یا میخوام ورزش کنم و یا کیک یا غذایی درست کنم نت گوشی رو خاموش میکنم
البته شما کارمندی میشه درک کرد، ولی گاهی یه غذای توپ درست کن اونم با عشق و در کنار عشق زندگیت ازش لذت ببرید
سارا
سه شنبه 14 دی 1395 03:19 ق.ظ
,واااای برام خیلی جالبه
یه پرنده حرف بزنه
شاید زبون وا کرده ک
واقعنی بگه مینا میخاااااد
.یه مینا براش جور کنید حیوون خودش
بحرف اومده
پاسخ مادام کاملیا : سارا جان انقد ناااااز حرف می زنه خلقت خداست دیگه
اِاِاِوااا بچه انقد پررو؟!
باید تنها باشن خب، اگه یکی دیگه هم باشه فکر کنم خون و خونریزی اتفاق بیفته آخه پرنده ی خشنی هستن
پرسه
دوشنبه 13 دی 1395 08:55 ب.ظ
طفلکی مینای پسر :)))
پاسخ مادام کاملیا :
وااای پرسه عااالی بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

The theme being used is MihanBlog created by ThemeBox