تبلیغات
شیطنت های ذهن من - یلدای بی دل

یلدای بی دل

نوشته شده توسط:مادام کاملیا
چهارشنبه 1 دی 1395-12:52 ب.ظ


شب یلدا برام جزو شباییه که خاطرات تلخ تووش زیاد هست! حتی پارسال که خونه ی خاله بزرگه جمع بودیم و کلی بهم خوش گذشت تهش اشکم دراومد و با دل شکسته برگشتم خونه....

دیشب خودمون تنها بودیم... منو مامان و بابا و داداش بزرگه و خانومش.... بدون حضور داداش کوچیکه!!!!

ما شب یلدای اولمون رو شنبه روز میلاد پیامبر گرفته بودیم چون داداش کوچیکه بود! شبش هم رفت پادگان.... دیشبم که خودمون بودیم... بد نبود....

الهی که به همه تون خوش گذشته باشه

از دیروز به صورت فشرده دارم کارای عروسی رو میکنم... فردا صبح راه میفتیم... تصمیم داشتم صبح برم آرایشگاه برای اکستنشن مژه!! اما پشیمون شدم... تصمیم گرفتم سبک و راحت برم!! یه لباس راحتم انتخاب کردم! منظورم اینه که خیلی تنگ و چسبون و زرق و برقی نیست!

عصر باید اتاقمو گردگیری کنم و بعدش برم دوش بگیرم... خلاصه شاید برنگشتم اتاقم باید تمیز باشه!! امیدوارم مثل مراسم نامزدیش میگرن جان مهمونم نباشه!

پ.ن: صنم جان برای کامنت خصوصیت ممنونم عزیزم، چشم حتما.... مامان پانیذ عزیزم از شما هم برای کامنت خصوصیت ممنونم، واسه رمز هم سپاسگزارم، فقط لطفا آدرس وب رو هم برام بذار گلم، ممنونم

مواظب خودتون و دلای پاک تون باشید



معصوم
یکشنبه 5 دی 1395 07:30 ق.ظ
هدیه جونم خوبی
پاسخ مادام کاملیا : خوبم عزیزم
باران
شنبه 4 دی 1395 10:11 ب.ظ
سلام عزیز دلممم
الهی عروسی بهت خوش بگذره هدیه نازنینم
پاسخ مادام کاملیا : سلام باران جان، سپاسگزارم
جمعه 3 دی 1395 11:42 ب.ظ
سلام هدیه جونم،من صب خوندمت ولی متاسفانه میهن باز بازیش گرفته بود و نمیشد كامنت داد:(
خوبییی؟
عزیییزم الهی كه همیشه با خانواده دور هم باشین و عروسیم كلیییی بهت خوش بگذره
پاسخ مادام کاملیا : سلام عزیزم
خوبم شکر...
ممنونم ازت، الهی که همیشه دلتون خوش باشه
جمعه 3 دی 1395 12:39 ق.ظ
راستی هدیه
شنای هم برگشته
خوندیش؟
من همینجوری یادش افتادم گفتم چک کنم
دیدم پست گذاشته
از خیلی وقته
من تازه دیدم
خیلی درگیر بودم واقعا این مدت
هنوزم هستم
پاسخ مادام کاملیا : نهههه الان که گفتی رفتم وبش
ممنونم که گفتی
خیلی مواظب خودت باش
فاطمه 19
پنجشنبه 2 دی 1395 09:18 ب.ظ
امیدوارم حسابی بهت خوش بگذره و با لب خندون برگردی خونه.
حسابی مراقب خودت باش
پاسخ مادام کاملیا : قربونت برم، ممنونم فاطمه جان
پرسه
پنجشنبه 2 دی 1395 05:47 ب.ظ
همیشه به عروسی و خوشی دوس جون :ایکس
پاسخ مادام کاملیا : فدای شما
مرسا
پنجشنبه 2 دی 1395 03:07 ب.ظ
برگشتی بگو کارت دارم
پاسخ مادام کاملیا : برگشتم مرسا جان
مریم ک
پنجشنبه 2 دی 1395 12:36 ق.ظ
سلام.عزیز دلم ایشاا که همیشه عروسی باشه و بهت خوش بگذره .حسابی خوش بگذرون.
پاسخ مادام کاملیا : سلام مریم جان، قربون محبتت
مرسا
چهارشنبه 1 دی 1395 10:59 ب.ظ
چه بد كارت داشتم نیستی
پاسخ مادام کاملیا : الان حدودا ۹ صبحه... یه ساعت دیگه حرکت می کنیم
چیکارم داشتی مرسا؟
مامان رونیا
چهارشنبه 1 دی 1395 07:49 ب.ظ
سلام هدیه جونممم
حالت چطوره عزیزممممم
کلی خجالت میکشم
خیلی وقته نیومدم اینجا
البته دروغ چرا ی بار اومدم ولی نشد کامنت بزارم
خوبی ؟ حال دلت خوبه ؟ همه خوبن
نامردد چقد پست
من چطور بخونم اینا رو
همه چی مرتبه ؟

کامنت تبریک تولدت شوکم کرد
فک نمیکردم یادت باشه
ما هم خوبیم
دخترک هم خوبه
جهار ماهش تموم شد
راستی چه قشنگی توووو
چ موهات خوشگلن
چ گونه و لب و ابرویی داری
خلاصه عزیز دلی
الانم رونیا رو پامه
ی کم نق میزد نشد بزارم تو گهواره
اینجوری شد ک وقت آوردم
میبوسمت
پاسخ مادام کاملیا : سلام قشنگم
با دیدن اسمت (مامان رونیا) هم شوکه شدم و هم کلی ذوق کردم
ممنونم عزیزم، شکر، می گذره
من قربون دخترک بشم، ماشالله بزرگ شده
چشای قشنگت قشنگ می بینن
شما خودتم عزیزدلی
ای جااااان، خاله فداش...
مواظب خودتون باشید
خیلی خوشحالم کردی عزیزدلم
مژده
چهارشنبه 1 دی 1395 03:43 ب.ظ
ایشالا بهت خوش بگذره هدیه مهربون
پاسخ مادام کاملیا : ممنونم مژده جان
مونا
چهارشنبه 1 دی 1395 02:24 ب.ظ
خوش بگذره بهت عزیزم ایشالا همیشه جشن وشادی باشه برات
پاسخ مادام کاملیا : ممنونم مونا جان
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

The theme being used is MihanBlog created by ThemeBox