تبلیغات
شیطنت های ذهن من - پارازیت ِ زندگیم

پارازیت ِ زندگیم

نوشته شده توسط:مادام کاملیا
جمعه 19 آذر 1395-10:19 ب.ظ


راه ِ در رو کجای این قفس است؟

کوچه های زمانه بن بستند

چه کسی با جهان موافق بود،

که جهان را به ریشمان بستند؟

"علیرضا آذر"


جمعه ی خوبی نداشتم!! اون از دیشب و اون دوتا کابوس ِ مزخرف! و این از امروز و غم پشت ِ غم......

دلم بی نهااااایت گرفته... کاش میشد دلیلش رو فریاد بزنم! یا نه، کاش میشد همش رو بالا بیارم و سبک شم!!! این بغض لعنتی... این چشای پر از اشک.....

فردا ۲۰ آذر تولد مامانه!!!

جمعه ی خوبی نداشتم!! ولی میخوام شنبه ی قشنگی واسه مامانم بسازم! میخوام روز تولدش بهونه ی شادیم باشه.....

خدا جون! سفت بغلم کن! خییییییلی سفت! خییییییییییلی.....



مریم ک
شنبه 20 آذر 1395 09:17 ب.ظ
تولد مامانت مبارک ایشاا 120سال زنده باشه و سایه اش بالای سرت
پاسخ مادام کاملیا : ممنونم عزیزدلم
پرسه
شنبه 20 آذر 1395 03:01 ب.ظ
تولدشون کلی تبریک.
روز سختمون هم بیشتر از بیس چهار ساعت نبوده. میگذره این روزا، میاد روزای خوب و سفید :ایکس
پاسخ مادام کاملیا : ممنونم عزیزدلم
همینطوره...
معصوم
شنبه 20 آذر 1395 07:35 ق.ظ
این نیز بگذرد
پاسخ مادام کاملیا : بله می گذرد....
اعظم
شنبه 20 آذر 1395 12:37 ق.ظ
تولدشون مبارک
ان شالله سایشون سالیان سال مستدام باشه
توکل به خدا کن عزیزم
پاسخ مادام کاملیا : ممنونم اعظم جان
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

The theme being used is MihanBlog created by ThemeBox